المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

626

مروج الذهب ( فارسى )

بن كعب . بنى سهم . بنى جمح و تا اينجا قريش بطاح يعنى آنها كه در داخل دره مكه مقام داشتند به ترتيبى كه سابقاً در اين كتاب گفته‌ايم تمام مىشود . بنى مالك بن حنبل . بنى معيط بن عامر بن لوى . بنى نزار بن عامر . بنى سامة بن لوى . بنى ادرم كه تميم بن غالب بود . بنى محارب بن فهر . بنى حارث بن عبد الله بن كنانه . بنى عائذه كه خزيمة بن لوى بود . بنى نباته كه سعد بن لوى بود و از بنى مالك بود تا آخر قبايل قريش ظواهر به ترتيبى كه در قسمتهاى گذشته اين كتاب ضمن سخن از مطيبان و ديگر قرشيان گفته‌ايم . جنگ فجار در نتيجه تفاخر بكثرت عشيره و اموال رخ داد و در شوال پايان يافت و پيمان فضول پس از فجار بوجود آمد . يكى از شعرا گويد : « ما ملوك خاندان شرف بوديم و بروزگاران حامى خاندان بوديم . حجون را از همه قبايل قدغن كرديم و روز فجار از بدكارى جلو گيرى كرديم . » و هم خداش بن زهير عامرى در اين باب گويد . « مرا از فجار مترسان كه فجار در حجون بطحا رسوائى بار آورد » پيمان فضول در ذى قعده بخاطر مردى از زبيد يمن بوجود آمد كه او كالائى بعاص بن وائل سهمى فروخته بود و عاص در پرداخت قيمت چندان مماطله كرد كه مايوس شد و هنگامى كه قريش در اطراف كعبه در انجمن‌هاى خويش بودند بالاى ابو قبيس رفت و شعرى خواند و شكايت خويش را اعلام كرد و بصداى بلند همى گفت « اى مردان به كسى كه كالايش را در مكه بستم گرفته اند و از يار و ديار دور است توجه كنيد حرمت ، خاص كسى است كه حرمت نگهدارد و جامه بدكار خيانتكار حرمت ندارد » و قرشيان با همديگر سخن گفتند و اول كس كه در اين باب كوشيد زبير بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف بود آنگاه قبايل قريش در دار الندوه كه محل حل و عقد امور بود فراهم آمدند و از جمله قريش كه فراهم شدند بنى هاشم بن عبد مناف و زهرة بن كلاب و تيم بن مره و بنى حارث بن فهر بودند و هم سخن شدند كه حق مظلوم را از ظالم بگيرند و به خانه عبد -